رضا یزدانی - ما فقط شعار میدهیم...

رضا یزدانی ،آهنگساز و خواننده در گفتگو با روابط عمومی جشنواره بین الللی فیلم کیش با استقبال از برگزاری این جشنواره با بیان این مطلب گفت:بحث خلیج فارس و اهمیت به فرهنگ آئینی و بومی رویکردی است که می تواند موضوع مهمی در این روزهای کشور ما باشد و برگزاری نخستین جشنواره بین المللی فیلم کیش با این ابعاد گسترده و حضور پرشمار هنرمندان راه خوبی برای آغاز این رویکرد مهم فرهنگی است.
یزدانی که تا کنون در فیلم های بسیاری مثل "حکم" و "رئیس" مسعود کیمیایی به عنوان آهنگساز و خواننده حضور داشته درباره تاثیر سینما و موسیقی در چنین رویداد فرهنگی گفت:سینما و موسیقی دو رسانه ای هستند که تاثیرشان با دیگر رسانه ها قابل مقایسه نیستند و چقدر خوشحال کننده است که مسئولین به فکر راه اندازی جشنواره بین المللی فیلم کیش افتادند.البته که می شود زمان این اتفاق را کمی دیر تلقی کرد ولی در این شرایط فرهنگی امروز باید این حرکت را به فال نیک گرفت.به هر حال هنرمندان با ایجاد چنین فضاهای فرهنگی و رویکرد و نگاه ملی مسئولین باید حرکتی رو به جلو داشته باشند تا بیشتر از پیش از خلیج فارس و آئین ها و سنت های بومی در آثارشان بهره ببرند
وی همچنین در ادامه گفت:یکی از ترانه هایی که من خوانده ام درباره خلیج فارس است و وقتی در کنسرت یا مراسمی این قطعه را اجرا می کنیم،شوق مردم در هنگام اجرای این نمایش و اینکه ایستاده این قطعه را گوش می دهند نشان دهنده اهمیت این فرهنگ است و این نشان می دهد این موضوع که محور اصلی جشنواره فیلم کیش است جدی گرفته شود و این جشنواره استمرار داشته باشد تا به هدف متعالی خود برسد.
یزدانی در پایان یادآور شد:درباره بحث خلیج فارس و لزوم توجه به فرهنگ آئینی و بومی مان همیشه حرف زده ایم و شعار داده ایم.امیدوارم به این حرف ها جامعه عمل پوشانده شود که یکی از آن،برگزاری چنین جشنواره ای در سطح ملی و بین المللی است.

منبع: ایلنا

/ 3 نظر / 23 بازدید
سارا

[خداحافظ]سلام مر30.به نت هشت هم سرزديد.اگه اجازه بدبد من شماروباافتخارلينكوندم.وب ديگتون هم روديدم مثل نت 7قشنگ ومتنوع وهمه چيزكلاداره[خداحافظ][وحشتناک]

سهیل

ساز دهنی ام را بی حضور تو به دهانم می گذارم و سرخوش از عشقت نوای خاموش قلبم را می نوازم تا شاید نسیم صدایم را به تو برساند و باز تو را به یاد قلب سوخته ام بیندازد گر چه خیلی دیر است اما هنوز هم چشم به راه جاده ای هستم که از ان به اسمان ها پیوستی و هیچ کبوتری خبر از برگشتنت نیاورد و باز هم کنار جاده بی حضور تو می نوازم

سهیل

کوله بار سفرت رفت و نگاهم را برد نه تو دیگر هستی نه نگاهت که در ان دلخوشیم سبز شود سایه می داند که به دنبال نگاهت همچون ابر سرگردانم هیچ کس گمشده ام را نشناخت تابش رایحه ای خبر اورد کسی در راه است چشمی از درد و دلم اگاه است کاش هیچ وفت عشقی متولد نمی شد که روزی احساس بمیرد